بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور
بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری
بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان
بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین
بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشنواره ملی رسانههای دیجیتال دارنده نشان
بلورین از جشنواره رسانههای دیجیتال
آموزش س
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه ای، هزاری... تو چراغ خود بر افروز...
+ مولانای جان
آیین "کوچه گردان عاشق" کلیک ... رسمش که رسم مولاس، ولی اسمشم خیلی قشنگه... :)
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
برای انتحاری دیروز گریه کردم ولی باید برای خودم گریه می کردم...
برای خودم که هیچ کدوم از باورا و اعتقادام اونقدر قوی نیست که بتونم به خاطرش خودم رو بکشم...
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
کیستی که من
این گونه به جد
در رویاهای خویش
با تو درنگ می کنم؟
+ احمد جان ِ شاملو
+ عنوان از مهرداد اوستا
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
آدم فک می کنه دیگه دوره و زمونه ی "پسر خوبیه پس باید باهاش ازدواج کنی چون وقت شوهرته" گذشته!
بعد که با خانواده صحبت می کنی می بینی نه. یک اپسیلون علاقه و احساساتت ارزش نداره. وقت شوهرته. باید شوهر کنی! مگر این که طرف زیر بار مهریه نره!
اصلا مگه تو پسری که احساسات داشته باشی؟
بعد شادک می گه مودب باش! الان نگم گهش بگیرن چی بگم؟ خب گهش بگیرن دیگه!
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
وقتی دارم یه مقاله رو کپی می کنم که به اسم خودم بدم به استاد، هی فکر می کنم کاش می شد استادمون بی سواد بود یا به اینترنت دسترسی نداشت، یا یه راهی وجود داشت که اون مقاله رو کلا نیست و نابود کرد! :|
+ می گم دخترک! من که می دونم اینجارو می خونی! بیا حلال کنیم همدیگه رو روز آخری! ما همونقدر که با هم خندیدیم، با هم گریه هم کردیم! نه؟!
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
تو کلیدر یه جایی هست به اسم هیزمزار!
خلاصه که کل کتاب می خوندم: هیز مَزار! (مزار آدمای هیز مثلا!)
نگو هیزُم زاره! :))
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
تا یه جایی هیچی نمیفهمیدم
از یه جایی دوست داشتم برگردم به گذشته، به بچگیام
بعد به جایی رسیدم که دوست داشتم فرار کنم از حالم، برم به آینده و از دور این روزامو ببینم و...
میترسم. از بعد میترسم. از آینده میترسم و از حالم متنفرم... و این نهایت ناشکریه :((
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
وقتی اونقدر از مرحله پرتم که "همسو" رو "مهسو" و "عصر" رو "حصر" و "جدید" رو "خرید" می خونم، باید اعتراف کنم که:
آنلی گاد کن پاس می!
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی
گفتی که گُنه کُنی به دوزخ بَرَمَت
این را به کسی گو که تو را نشناسد
#ابوسعیدابوالخیرufeff
برچسب:
نویسنده: آرتین فرهادی