blog.ir :: بلاگ
-
تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 13:54
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشن...
تفاوت ژانر ادبی قرن ۵ با نیمهی سوم قرن ۹
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصلا به خاطر این آیین بهشون پیوستم...
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نه ای، هزاری... تو چراغ خود بر افروز... + مولانای جان آیین "کوچه گردان عاشق" کلیک ... رسمش که رسم مولاس، ولی اسمشم خیلی قشنگه... :)
انتحار
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
برای انتحاری دیروز گریه کردم ولی باید برای خودم گریه می کردم... برای خودم که هیچ کدوم از باورا و اعتقادام اونقدر قوی نیست که بتونم به خاطرش خودم رو بکشم...
قرار...
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
کجا گفته دکتر شریعتی که ماهی مرده هان که تو جهت آب شنا می کنن؟ می خوام ماهی مرده نباشم. دستامو می ذارم روی گوشهام و چشمهام رو محکم می بندم و می دوام. با تمام قدرتم خلاف جهت می دوام. می دونم که توی این مسیر استثنائاً اگر خلاف جهت بدوام، راه آسونتر و هموارتره و لازم نیست چیزی ببینم و مسیر خیلی هم نرم
ای مست شبرو! کیستی؟
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
کیستی که من این گونه به جد در رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟ + احمد جان ِ شاملو + عنوان از مهرداد اوستا
دوره و زمونه!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
آدم فک می کنه دیگه دوره و زمونه ی "پسر خوبیه پس باید باهاش ازدواج کنی چون وقت شوهرته" گذشته! بعد که با خانواده صحبت می کنی می بینی نه. یک اپسیلون علاقه و احساساتت ارزش نداره. وقت شوهرته. باید شوهر کنی! مگر این که طرف زیر بار مهریه نره! اصلا مگه تو پسری که احساسات داشته باشی؟ بعد شادک می گه مودب باش!...
صلاح مملکت خویش!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
پیش دانشگاهی که بودم داداشا خیلی با جدیت می نشستن سریال "فرندز" رو می دیدن، و صدای خنده هاشون معمولن خیلی بلند بود. حق هم داشتن. فرندز خیلی خنده داره! من هم دلم قیلی ویلی می شد که برم ببینم خب! یه چند قسمتشو دیده بودم و خیلی دوس داشتمش. یه روز، یا یه شب! که نشسته بودن داشتن می دیدن منم رفتم کنارشون
برای آخرین بار
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:07
داشتم سعی میکردم حفظ کنم رشید وطواط تو کتابش کدوم صناعات ادبی رو اورده و تفاوت کتابش با رادویانی چیه که دستم رفت زیر چونهم و همین کافی بود واسه اینکه سر بخورم برم بیفتم وسط رویا. یه کم که توی رویا رفتم جلو دیدم اینطوری نمیشه. گوشهی کاغذ نوشتم: شمس قیس رازی بهترین المعجم و باز رفتم تو فکر که رازی
دزدی زیرپوستی!
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
وقتی دارم یه مقاله رو کپی می کنم که به اسم خودم بدم به استاد، هی فکر می کنم کاش می شد استادمون بی سواد بود یا به اینترنت دسترسی نداشت، یا یه راهی وجود داشت که اون مقاله رو کلا نیست و نابود کرد! :| + می گم دخترک! من که می دونم اینجارو می خونی! بیا حلال کنیم همدیگه رو روز آخری! ما همونقدر که با هم خند...
فکر خراب!
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
تو کلیدر یه جایی هست به اسم هیزمزار! خلاصه که کل کتاب می خوندم: هیز مَزار! (مزار آدمای هیز مثلا!) نگو هیزُم زاره! :))
مناجات!
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
برای موارد زیر دست به دامن خداام به شدت، هرکی دستش می رسه دعا کنه، تو حاجت رواییاتون جبران می کنم انشالله! 1- کاهش وزن! 2- کسب نمرات شایسته در دانشگاه -_- 3- داشتن صبر در مقابل همه ی آدم هایی که به نوعی ازشون متنفرم! (داره تعدادشون خیلی زیاد می شه باز:() 4- آمرزش پدر 5- داشتن صبر در مقابل همه ی آدم
عقبگرد
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
تا یه جایی هیچی نمیفهمیدم از یه جایی دوست داشتم برگردم به گذشته، به بچگیام بعد به جایی رسیدم که دوست داشتم فرار کنم از حالم، برم به آینده و از دور این روزامو ببینم و... میترسم. از بعد میترسم. از آینده میترسم و از حالم متنفرم... و این نهایت ناشکریه :((
لیست خرید آخه؟
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
وقتی اونقدر از مرحله پرتم که "همسو" رو "مهسو" و "عصر" رو "حصر" و "جدید" رو "خرید" می خونم، باید اعتراف کنم که: آنلی گاد کن پاس می!
عزیز دلم :))
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
گفتی که گُنه کُنی به دوزخ بَرَمَت این را به کسی گو که تو را نشناسد #ابوسعیدابوالخیرufeff
دورادور!
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
میگم دعام کنید بچهها، خیلی جدی محتاجم. اونقدر که بی آبروام جلوی خدا، اونقدر که این بچهها پاکن... و اونقدر که به معجزه احتیاج دارم... اونقدر بی آبروام که خیلی وقته چیزی ازش نخواستم... خجالت میکشم... خیلی خجالت میکشم :(
بحران
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 7:35
بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه مهمترین بحران خاورمیانه است و این احمق ها هنوز سر نفت می جنگند... +پوریا جان عالمی
من مقید نیستم!
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش،پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایمپیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.نام خدا نبردن از آن به که زیر لب،بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع،بر رویمان ببست ب
رقص
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
+ چرا انقد زود اومدی؟ بچهها رفته بودن کسی تو مدرسه نبود کاریم نداشتم، اومدم خونه. + بچهها کی رفتن؟ ۱۰ + پس چرا انقد دیر اومدی خونه؟ :|| +دعای روز دوم ماه مبارک رمضان: روزی اگر مال کسی بودی دعا کن، من کور باشم کور باشم کور باشم...
شعر بزنیم!
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">