مناجات دانشجویی!
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نوستالژی
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کلیدر
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
1⃣3⃣ چیست این مرگ؟ چگونه به سراغ آدم میآید؟ از کجا پیدایش میشود؟ چرا پیشتر خبرت نمیکند؟ از مادرت زاده میشوی و خیالش هم در سر نداری. غافل از اینکه او هم، مرگ هم با تو از مادر زاییده است. پا به پای تو. قدم به قدم. شاید او مرگ از مادری دیگر، از مادر خود، زاییده باشد! اما با هر نفس، با هر گام، با
دلیل منطقی
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
Massoome: امروز هیچ کار نکردم☹️ وجدانم درد میکنه Khorshid: توام امروز حوصله ی کاری نداری؟؟ Massoome: نه☹️ Khorshid: چشه امروز؟ Massoome: سه شنبهس
مولا
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
میفرماد: هرکس به آنچه مهم نیست بپردازد، کار مهمتر را از دست بدهد! همینارو میگه که نگران پخش شدن و نشدن ربنای شجریانن! ول کنید بابا، کیه که ربنای استادو رو گوشیش نداشته باشه آخه؟ یه طوری گیر دادن به ربنای شجریان که انگار میرحسین دیگه تو حصر نیست! :|| خواستهی ما روشنه، حصر باید بشکنه...
قر تو کمر فراوونه :)
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 21:56
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حرفای خوب
-
تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 3:29
آهای اونایی که ما دوستتون داریم، احترامتونو نگه میداریم، برامون عزیزید، آهای اونایی که قربون صدقهمون میرید، هزار بار میبوسیدمون، ادای دوست داشتنمونو درمیارید! آهای اونایی که حواسمون همیشه بهتون بوده... با شمام! بهمون رحم کنید. به اون تصویری که از
تن بده!
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 2:22
نچ! تو هیچ وقت نمیتونی پیشبینی کنی یک دقیقه دیگه خدا برات چی در نظر گرفته! حتی یک دقیقه دیگه! آجیجون گفت چرا با شمع بیست عکس میگیری؟ مگه خودت بیست ساله نشدی؟ گفتم نه. گفتم من از نوزده رفتم توی بیست و یک و خب، بیست سالگی سیاه بود اونقدر که کاش نب
زبان و ادبیات
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 20:00
من گفتم: پارهم نکنه!گفت: گفته شهیدش میکنم! ... همینقدر معصوم!
لبخند حلال!
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 1:59
اینطوریه که به هرکی میگی خستهم، میگه من از تو خستهترم و استدلالشم منطقیه معمولا! به هر حال که خستهم :) از اون خستگیا که به خاطرش روحم خوشحاله!... اندازه یک حقوق از پریروز تا الان خرج کردم و احتمالا برای اون کتابخونهی مربعی هم باید یک حقوق دیگه
گردابی چنین حایل
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
حالم: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود شده. از خونه فرار میکنم مدرسه و دانشگاه، غافل از اینکه اونا هم دیگه قرار نیس حالمو خوب کنن. . . تعداد پستای پیشنویسم خیلی زیاد شدن. . . دیگه اینجارو دوس ندارم هیچ هیچ...
نعمالامیر!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
دوست یهودیم توی اینستاگرامش عکس سقاخونه گذاشته و شمع و علم و ... این حسین کیست که عالم همه دیوانهی اوست؟... تولدش مبارک :) پدر و مادرش، شیرینی نمیدن به ما؟^^ چش روشنی چه ببریم حالا؟ + خیلی معطریم جلوی باد هم نشستیم!(میخام با ادب باشم!) خلاصه که تا وقتی رژیمم ادامه داره باید ارتباطمو با چند نفر قطع ک...
برادر :)
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
فکر میکنم امام حسن هم قبول داره که داداش خوبه، عباسه. . .تولدش مبارک ^^ یل ِ یل ِ یل ِ یل ِ امالبنین...
مامور مخفی!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
میدونم چرا از بین کل مخلوقاتت سوسک رو مامور بیدار کردن من میکنی! ...+ شرمندهم. لیاقتشو نداشتم...
حرفای سیاسی!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
واقعا کسی هست که بگه: وای وای رو دیوار نوشته رای ما روحانی! پس منم برم به روحانی رای بدم؟ کمتر خرج کنید، کمتر اصراف کنید، کمتر آبرو ریزی کنید، کمتر زر بزنید، کمتر قول دروغ بدید، بیشتر به فکر دینتون و خاکتون و مردمتون باشید... اون دنیا چطور میخواید جواب پس بدید آخه؟ :( نگرانتونم... سوالی هم که از تما...
پا به سن!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
دیروز بهشته اومده و می گه عیدتون مبارک خانوم! یعنی این همه وقت بود که ندیده بودمش ها! بعد خبر خوش داد: خانوم مرداد نزدیکه ها ^^ بهش گفتم که نزدیک شدن تولدم نگرانم می کنه. رسما ربع قرن زندگی کردم و ربع قرن زمین رو مصرف کردم و ربع قرن هوا رو مصرف کردم
روز از نو
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
راس 00:00 تنها چیزی که میاد توی فکرم اینه که فرداس! فردا شد. همون فردایی که می تونه از امروز بهتر باشه :)) و اگر فردا نمی شد، اگر امید به فردا نبود هر روز باید صد بار می مردم.
آخه پس خونه ی خورشید کجاست؟
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
اگه یه دختر کوچولو داشتم الان باهاش مسابقه ی : هرکی زودتر رنگین کمونو پیدا کنه برنده ست! می دادم :)) می شه آدم تو این هوا حالش خوب نباشه؟ می شه از این هوا انرژی نگرفت؟ دیشب داشتم با باطی(بدون اینکه توجه کنم باید مدرسه باشه!) حرف می زدم و شادک و توی گ
خاهر ِ هیولا!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
رییس اون وقتایی که میخاد براش کاری انجم بدیم و زیر زبونمونو بکشه میاد می گه خاهریم خاهریم تو مث خاهرمی! منم که خر! باور می کنم و همه چیو می ریزم رو داریه! حالا امروز رسما گند زد به تمام حال خوب و حس اعتماد و احترام و ... همه چیز! فکر می کنم دلیل نارا
خواستن و توانستن!
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 23:22
هدهد دیروز اومد پیشم. به انرژی معصومی که می پراکنه احتیاج داشتم. طوری گفتم نرو که نصف کلاسشو پیشم موند ^.^ خلاصه که وسط حرفاش گفت نمی خوای باهامون بیای؟ گفتم می خوام! اما نمی تونم. خواستن ها همیشه توانستن ها نیست. یه وقتا خواستن و توانستن هیچ بر هم م